در انتهای راهروی طبقه چهارم ساختمان E، پسری تنها نشسته است،...
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
امروز صبح که از خواب بیدار شدم، آرزو کردم که
کودکی سه ساله باشم. آخر آن زمان ها از بلوغ و میل جنسی خبری نبود، از مرگ تصوری
نداشتم، تنها چیزی که وجو داشت رویا بود....
همه چیز با همدیگر تلاقی پیدا کرد تا من تصمیم
بگیرم که دیگر در اینجا ننویسم و کوچ کنم به مرحلهی دیگری از زندگیام.
"چیز دیگر" فصلی از زندگی من بود.
در
اینجا بیش از هرچیز به دنبال معنای زن
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری